زماني كه در آن به سر مي بريم
شايد چند سالي از گذشت ساخت وبلاگ ها نميگذرد كه تنور داغ آن فرا گير شد و اكثر افرادي كه در فضاي مجاي حرفي براي گفتن داشتند به اين نوع فضا خود را عادت دادند و مطالب عكس ها و درد دلهايشان را در آن مينوشتند و براي ديگران هم به اشتراك ميگذاشتند ولي عمر وبلاگ و وبلاگ نويسي تا حدودي مثل عمر گل بود و با پيشرفت تكنولوژي و ورود گوشي هاي موبايل لمسي و اندرويدي راه هاي بهتري براي ارئه مطالب پيدا شد بخصوص كه در حال حاضر با وجود برنامه ها و نرم افزارهايي همانند وايبر، واتساپ، لاين و تلگرام و ..... و حضور گسترده مردم در استفاده از آنها ميتوان گفت كه تقريبا فضاي وبلاگ سرد شده وبه دليل عدم استقبال ديگران اين فضا نا خواسته در گوشه اي كنج عزلت گزيده است و سر به زير نظاره گر اين همه بي وفايي از جانب ما است همان وبلاگي كه هر روز به او سر ميزديم و كلي با ذوق و شوق نوشته هايمان را ويرايش ميكرديم. حكايت همين وبلاگ هم حكايت دوربين هاي قديم و دوربين هاي ديجيتاله. اون زمان چه شوقي داشتيم تا عكس ها ظاهر بشه و ببينيم چي از آب در اومده و كلي براشون ارزش قائل بوديم ولي با اومدن دوربين هاي ديجيتال هر روز چندين عكس ميگيريم و هيچ علاقه اي به ظاهر كردن انها نداريم. ولي با اين حال من فكر ميكنم وبلاگ اصالت خودش رو داره و اين فضا هاي مجازي درست به راحتي در دسترس هستند ولي اصالت كمتري دارند.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۴ ساعت 16:3 توسط بهار
|
"شب سمور" گذشت و "لب تنور" گذشت و این نیز بگذرد.....